نوشته هایی که درمورد ’ علمی ’ هستند

الف می نویسد،

به گزارش “الف”، نشریه علمی نیچر در مطلبی که امروز پنجشنبه ۹ اکتبر (نسخه آنلاین، ۸ اکتبر) منتشر کرد، از پروژ‏ه‏ ای خبر داد که در آن محققان دانشگاه تکزاس در مرکز پزشکی ساوتوسترن، برای پیداکردن مقالات مشکوک به سرقت علمی فعالیت می‏کنند.

بنابریافته‏های این پروژه، نام چندین ایرانی در فهرست مقالات مشکوک به سرقت علمی دیده می‏شود که مقاله خانم معصومه ابتکار نیز جزو این مقالات قرار دارد.

خانم ابتکار در نامه ای به مجله “توضیح می دهد”،

همان طور که قبلا در پاسخ به دو ژورنال و مولفین اعلام کردم دو یا سه پاراگراف و یک جدول از مقاله رایدل بدون ذکر منابع درج شده که این یک اشتباه بوده و از بابت آن عذرخواهی کردم

…آیا هیچ دستورالعملی هست که نویسنده یک مقاله مروری را از استفاده از جملات و متنی که اطلاعات را منتقل می کند با جمله پردازی مشابه واشاره به مراجع صحیح، در یک مقاله مروری بازدارد؟

البته که هست خانم دکتر. سایت Plagiarism.org توضیح می دهد که یکی از موارد کپی کاری “عدم استفاده از علامت نقل قول در نقل قول” است.

failing to put a quotation in quotation marks

و البته بنظر می رسد کپی کاری از چکیده آغاز شده است. چکیده خانم دکتر؟ از ابتدای آن؟

….با ذکر این نکته که آن زمان با یک دانشجو کار می کردم و نمی دانستم برخی از بخش های متن را به طور مستقیم استفاده کرده است.

کاش خانم دکتر توضیح بدهند که چرا اسم دانشجوی مورد نظر در مقاله ذکر نشده است (سایت دکتر ابتکار). نه فقط در فهرست نام نویسندگان، که در بخش تشکر هم.

…شما چرا به جملات زیادی که تصحیح و پرداخته شده تا با کار و جهت گیری آن همخوانی داشته باشد اشاره نکرده اید؟ آیا اشاراتی که به کارهای انجام شده در ایران داشته ایم نیز تقلید محسوب می شود؟

خانم دکتر ابتکار، این وظیفه ی من و شمای نویسنده ی مقاله است که محتوای جدید تولید کنیم. بابت وظیفه از کسی تشکر نمی کنند.

من برای کوتاهی ام عذرخواهی کرده ام ولی آیا شما برای پذیرفتن اینکه در محکوم کردن و تخریب افراد قبل از اینکه فرصت دفاع و روشنگری داشته باشند آمادگی عذرخواهی دارید؟

و اینجاست که کلمات ِ فخیم باید به داد برسند. تخریب؟ استدلال ِ درست ارایه کنید، اگر مجله در شماره ی بعدی نگذاشت جورابش را بادبان کنید.

پس نوشت: و باز خانم دکتر ابتکار عذر بدتری می آورد،

در مورد همکاری دانشجویم در این مقاله نیز یادآور می شوم وی تنها در جمع آوری و تایپ مطالب با من همکاری داشته و تحقیقات کار بر عهده او نبوده و روال متداولی بوده و کسی در این زمینه ادعایی هم نداشته است.

خانم دکتر، این “روال متداول” اسم درستش سو استفاده ی اساتید از حاصل کار دانشجویان است. و البته کسی که در “جمع آوری و تایپ” کمک میکند بوضوح چکیده را نمی نویسد (اشاره به “نمی دانستم برخی از بخش های متن را به طور مستقیم استفاده کرده است”).

مرتبط: نامه ی وارده: از مدرک تقلبی کردان بدتر هم هست – معضلی به نام کپی کاری مقالات علمی

لینک از حسین درخشان

بازی های علمی: آینه، صدا، محبت!

free_dwn_mp.gifاگر از بازیهای ریاضی/علمی خوشتان می آید، مجموعه ی Wolfram دقیقا برای شما ساخته شده است. این مجموعه دربرگیرنده ی تعداد بسیار زیادی “نمایش”های علمی، نه فقط در شاخه ی ریاضیات یا فیزیک، که حتی علوم اجتماعی، است. نحوه ی کار به این ترتیب است که به این صفحه می روید و از لیست یک “نمایش” را انتخاب می کنید. برای هر “نمایش” می توانید یک نمونه ی flash ببینید، یا با دانلود کردن ِ نرم افزار رایگان پخش کننده، که البته کمی سنگین است (۸۰ مگابایت)، کد را روی کامپیوتر خودتان بیاورید و با آن “بازی” کنید (از لینک روی تصویر این کنار استفاده کنید).

اینجا سه “نمایش” جالب را می بینید.

نمونه ۱: آینه بسازید – سطح آینه را تغییر دهید و انعکاس ها را ببینید.

mirror_example.png

نمونه ۲: صدا- ببینید (بشنوید) با دو موج سینوسی، و به کمک فاصله ی زمانی، چه اصوات متنوعی می شود ساخت.

sound_example.png

نمونه : ۳ – ازدواج! این در واقع یک مساله ی بهینه سازی ِ معروف است: یک گروه از دختران و پسران “پایدار” است اگر دختری و پسری نباشند که با ازدواج با هم و جدا شدن از زوج شان “شاد”تر شوند. اینجا معیار تحصیلات است. زندگی ملت را به هم بزنید و شاد شوید!

marriage_example.png

همیشه دوباره نگاه کن – مقاله و باقی قضایا

گفتم که مقاله ای که برای کنفرانس INFORMS فرستاده بودیم پذیرفته شده. قبلا هم در مورد داستان های تزم حرف زدم بودم (ببینید: چرا عدالت مهم است – حاصل ِ دو سال و نیم زندگی ِ ناکمانگیرانه). این پست نگاهی کوتاه است به هسته ی این مقاله. اگر از انگولک های ریاضی خوشتان می آید، فکر می کنم بدتان نیاید. هدفی هم دارم از این پست که آخر ماجرا ذکر می کنم.

هر مقاله ی علمی، در حول و حواشی جایی که من هستم، یک یا چند هسته دارد. اینها ایده های نابی هستند که پشت میز به مغزت نمی رسند. نصفه شب موقع خانه رفتن به تو الهام می شوند یا زیر دوش. ایده می آید، می ایستی، فکر می کنی، می پری هوا، و اینطوری داستان ساخته می شود.

function.pngروی تنظیم توان خروجی موبایل کار می کنم به هدف حداکثر سازی مجموع ِ پهنای باند ِ  ارایه شده در شبکه. جزییات را بگذاریم کنار، داستان ختم می شود به یک تابع هدف ِ گت و گنده که اینجا می بیندش. مساله پیدا کردن p_i هاست. این تابع را می شود رامش کرد با دستکاری هایی و می شود حلش کرد. این “می شود” ها البته یعنی کلی توی سر خود زدن (این مقاله را ببینید).

همانطور که اینجا هم گفتم،  اصل داستان حل کردن این مساله نیست. نکته اساسی این است که باید به این تابع ِ هدف قید و بند زد که منجر به راه حلی شود که “عادلانه” است. و این یعنی همه ی دردسر ها چند برابر می شود.

اما. اما همیشه راه حل ساده ای هست. قرار نیست اساسا زندگی سخت باشد. وقتی هست، چیزی جایی دارد لنگ می زند. و اینگونه بود که شروع کردیم به نوشتن چنین رابطه هایی برای x های کوچک.

linear_approximation.png

quadratic_approximation.png

و آن لحظه ی هوا پریدن اینجاست: اینها را بگذار در آن تابع بی ریخت بالایی، می رسی به یک تابع هدف درجه یک یا دو. اینطور که می شود، نفسی می کشیم و لبخند می زنیم، چون برای بهینه سازی توابع درجه یک و دو، زمانی که محدودیت ها خطی باشند، خداوند سالهاست برنامه ریزی خطی و برنامه ریزی درجه دو را آفریده است. جزییات بیشتر در این مقاله آمده: pdf و همینطور html.

ضمانت اجرایی ِ داستان هم از این منحنی می آید.

approxs.png

اما نتیجه گیری:

۱- وقتی مساله خیلی سخت می شود، باید دوباره نگاه کرد.

۲- گاهی راه حل نه در مسیر اصلی، که با کمی خاکی رفتن حاصل می شود.

خودکِشی

اگر این رابطه را،

tupper_formula.png

برای x بین ۰ و ۱۰۷ و y بین n و n+17 برای یک n خدارقمی (k در شکل پایین) رسم کنید، به این شکل می رسید که چیزی نیست جز خود رابطه (کد جاوا).

tupper_result۲.png

این موضوع در این مقاله ی سال ۲۰۰۱ این آقا ذکر شده و به اسمش هم شناخته می شه: Tupper’s self-referential formula. در مقاله ذکر می شه که برای هر تصویر باینری دیگری هم میتوان چنین رابطه ای نوشت.

کمی انگولکش کردم. اینجا ببینید. البته جواب ِ این نیست که این داستان از کجا آمده. چیز دیگری هم پیدا نکردم. بفرمایید اگر خبر دارید.

tupper_works.jpg

تز این آقا هم خوندنی ه. دو سه صفحه اول رو بخونید. آدم رو می کشه تو.

R میل دارید؟

صدمه به صنعت نرم افزار فقط یکی از نتایج عدم احترام به کپی رایت ه. اتفاق مهم تر تبدیل شدن آدم ها به کاربران ِ صرف ه. اینطور بگیم، زمانی که دسترسی به بهترین و پیشرفته ترین نرم افزارها داری، اون هم به قیمت چند هزار تومان، دیگه دلیلی برای گشتن بدنبال نرم افزار های کد باز یا ارزان تر و زیر و رو کردن انتخاب های دیگه وجود نخواهد داشت. شخصا از این جستجوها سود بردم. تفاوت هست بین استفاده از Word و بنده ی میکروسافت بودن، با علم به اینکه هر دو سال یکبار مجبورمون می کنه به نسخه جدیدی نقل مکان کنیم و دوباره یاد بگیریم که هر چیزی کجاست، و سروری کردن با Latex (وسوسه شدی؟)

و اکنون R. مدتهاست MATLAB کار می کنم. زبان ِ خوش دستی ه برای نوشتن کدی که بار ریاضی زیادی داشته باشه، و البته صاحب داره. R اما مجانی ه و کد باز.

مدتی بود می خواستم کارهای دیدیش رو ببرم روی R. این برنامه ی ساده ی R رو ببینید (آموزش ابتدایی R).

r_code.png

 این هم خروجیش.

r_result.png

خدا نیست (command-line هم کار می کنه)؟

این هم یک ویرایشگر برای R به نام Tinn-R، که البته با Delphi هم نوشته شده و اساسا فرض می کنه Latex کار هستی. دنیای ه برادر/خواهر. دنیایی ه.

شما R کار کردی؟ و یا باقی نرم افزارهای کدباز ِ شبیه به اون رو؟

چرا عدالت مهم است – حاصل ِ دو سال و نیم زندگی ِ ناکمانگیرانه

cbrown_s.pngموضوع پایان نامه ام بهینه سازی توان خروجی گوشی های موبایل ه. فرض کنید ۱۰ نفر در اتاقی هستند و می خوان با فرد ِ بسیار مهمی در وسط اتاق صحبت کنند. بوضوح هر کس سعی خواهد کرد با بیشترین قدرت داد بزنه تا حرفش رو راحت تر به گوش نفر وسط برسونه. این اما ممکنه به نفع کل سیستم نباشه، بدلیل سروصدای بیش از حدی که ایجاد می شه، بعنوان فقط یکی از دلایل. حالا سوال اینه، هر کسی چقدر داد بزنه، با توجه به فاصله اشون از نفر وسط و باقی پارامترها (بیشتر از این و فنی تر در این مقاله ها گفته شده). نکته بسیار جالب در این مساله نقش عدالت ه.

اینجا نتایج یک آزمایش رو می بینید روی این مساله.

فرض کنید ۵ نفر موبایل به دست دارید که در یک سلول دایره ای راه می رن بدون اینکه ازش بیرون برن. در عکس روبرو هر رنگ یک فرد رو نشون می ده (این یک حرکت براونی ه با سرعت ۵ کیلومتر بر ساعت). فرض هم کنید که دور این سلول دیوار کشیده شده که کسی ترکش نکنه.

تعریف ساده مساله این می تونه باشه، هر کس چقدر داد بزنه که در کل نفر وسط بیشترین اطلاعات رو دریافت کنه. حاصل می شه شکل پایین که وضعیت بسیار نامناسبی ه، اما چرا (ظاهر شکل ممکنه کمی عجیب باشه اما ادامه بدید خوندن رو فکر نمی کنم پشیمون شید).

cbrowncr.png

در این شکل، محور افقی زمان رو نشون می ده. یعنی ما سیستم رو در ۲۰ ثانیه بررسی کردیم (هر ثانیه ۱۰ بار) و هر رنگ سهم یک نفر رو در کل اطلاعات منتقل شده نشون می ده. مثلا، تا کمی بعد از ثانیه پنجم نفر قرمز صاحب ِ کل فضاست. به عبارت دیگه چنان داره داد می زنه که صدای هیچ کس دیگه به نفر وسط نمی رسه. بعد ناگهان نفر سبز شروع به هوار کشیدن میکنه. همینطور پیش می ره تا اواخر که آبی به عربده کشیدن می افته. اما چرا این اتفاق می افته.

در این مدل فرض کردیم که صدایی که از هر فرد به نفر وسط می رسه نسبت مستقیم با قدرت داد زدنش داره و نسبت عکس با فاصله اش: فاصله شما از نفر وسط دوبرابر شه، صدای شما با نصف بلندی می رسه (عملا این نسبت با توان ۳٫۶۶ هست و نه ۱ اما مهم نیست). همینطور فرض کردیم که هر کسی یک حداکثر توان داد زدن داره. به این ترتیب ثابت می شه، و بسیار زیبا هم ثابت می شه، که بهترین کار از دید سیستم این ه که همیشه نزدیک ترین آدم گوش نفر وسط رو پاره کنه.

اما چرا این بده؟ چون ممکنه نفر نزدیک به وسط اینقدر حرف برای گفتن نداشته باشه. به عبارت دیگه، چه درد شما می خوره اگر پهنای باند یک ترابایت در ثانیه روی موبایلتون داشته باشید؟ و البته در این سیستم ممکنه در حالیکه شما با سرعت تمام دارید فیلم دانلود می کنید ناگهان دیگه سوگلی سیستم نباشید و ارتباطتون قطره چکونی بشه.

اینجاست که سعی می کنیم راه حل رو عادلانه کنیم.

nbrowncr.png

چیکار می کنیم؟ می گیم هر کی یک حداکثر پهنای باند رو می تونه استفاده کنه. به عبارت دیگه: حرص نزنین. و اینجاست که این منحنی بالا پدید میاد. واضح ه که همه همیشه سهم قابل قبولی دارند؟ (جزییات رو توی این مقاله ببینید)

و این بود خلاصه ی دو سال و نیم زندگی بنده در نیم صفحه.

توضیح: ۳ جولای – ۱۳ تیر پیش دفاع ِ تزم ه.

پس نوشت: چه می کنه MATLAB.

نرم افزارهای رایگان: TeXnicCenter

texniccenter.jpgاینکه چرا سعی می کنیم از نرم افزارهای رایگان و کدباز استفاده کنیم فقط بدلیل مسایل اخلاقی نیست (شخصا بدون اینکه دلیل موجهی داشته باشم و یا بدنبال داشتنش باشم فیلم و بازی دانلود می کنم). در واقع تجربه می گه دور شدن از محصولات درجه یک بازار (مایکروسافت آفیس، گوگل ریدر و ایمیل یاهو) باعث می شه مجبور شیم از مصرف کننده ی صرف بودن دربیاییم و کمی از ساختار ابزاری که استفاده می کنیم سر دربیاریم. در این روند البته چیزهای زیادی هم یاد می گیریم.

اگر دانشجوی فوق لیسانس/دکتری در رشته ی مهندسی هستید به احتمال خوبی از Latex استفاده می کنید (اگر نمی کنید، چرا نمی کنید؟). اما سوال اینه، چه ویرایشگری استفاده می کنید؟ واضح ه که ویرایشگرهای متعددی برای Latex وجود دارند اما بدلایلی بنظر می رسه یکی از محبوب ترین ها WinEdt باشه، که گرون نیست اما به هر حال پولی ه (و بوضوح نسخه های قفل شکسته اش رو براحتی می شه پیدا کرد).

ویرایشگر پیشنهادی من، که بیش از دوساله شخصا ازش استفاده می کنم، TeXnicCenter ه. در یک کلام، کاری نبوده که بخوام در Latex بکنم و با این ویرایشگر نتونسته باشم بکنم. از اینجا بگیریدش.

شما از چه ویرایشگری استفاده می کنید؟

مرتبط:

ملاقات فضاپیمای فینکس با یک مریخی ِ سبز ِ کوچولو

martian.jpg

بازتاب شیء یی روی بدنه براق مریخ پیمای فینکس شبیه یک مریخی ِ سبز ِ کوچولو شده. شاید هم ناسا فینکس رو برای مذاکره فرستاده؟ یا شاید این عکس تکنیسین ناسا رو نشون بده که در حال ساخت این صحنه تقلبی جایی در عمق منطقه ۵۱ ه؟ از کجا معلوم که فینکس اصلا روی مریخ باشه؟

این عکس رو در روزهای آینده در وبلاگهای طرفدار آدمهای سبز مریخی و علاقه مندان تئوری های توطئه خواهیم دید.

منبع

هرگز یک وسیله الکترونیکی ندزدید، گاو بدزدید

زمانی که آلیسون دلازون دوربین دیجیتالش را از دست داد فکر کرد که علاوه بر دوربین، تصاویر داخل اون رو هم از دست داده. بزودی اما اتفاق عجیبی افتاد: دوربین با او تماس گرفت.

دوربین آلیسون مجهز به یک کارت حافظه  Eye-Fi بود (ببینید: اختراع هفته: کارت حافظه بی سیم Eye-Fi). این نوع کارت حافظه در صورت حس کردن یک شبکه بی سیم اینترنت بطور خودکار تصاویر رو به کامپیوتر مادر، یا سایت های انتخاب شده، ارسال می کنه. به این ترتیب دزدان نابکار بدون اینکه بدونند از منطقه ای عبور کردند که یک اینترنت secure نشده وجودداشت و دوربین موفق شد نه تنها تصاویر کودک نوزاد آلیسون که عکسهایی که دزدها از هم گرفته بودند رو برای صاحبش بفرسته.

این نمونه بسیار خوبی ه از استفاده از تکنولوژی برای ایجاد ایمنی بیشتر، و شاید کنترل بیشتر البته.

منبع: رویترز

عکس روز: ردپا روی سطح مریخ

phoenix_footprint.jpg

بازوی رباتیک فینکس یک هفته بعد از نشستن این مریخ پیما روی سطح سیاره سرخ اولین تماس رو با خاک سیاره انجام داد. حاصل، ردپا مانندی ه که درخشش اش دانشمندان رو به این گمان انداخته که ممکنه زیر لایه سطحی در مریخ یخ وجود داشته باشه. مسافرت ۱۰ ماهه فینکس به سمت مریخ زمانی کلید خورد که مریخ پیمای ادیسه در سال ۲۰۰۲ زیر سطح مریخ یخ پیدا کرد.

منبع: رویترز و یاهو