نوشته هایی که درمورد ’ وبلاگ نویسان خارجی ’ هستند

سمت ِ دیگر ِ میز، درباره‌ی کمپین توییتری حجاب در امارات

کمپین حجاب در امارات از زنان و مردان توریست می‌خواهد که از «پوشش مناسب» استفاده کنند. دو دختر جوانی که این کمپین را از توییتر آغاز کردند می‌خواهند توجه توریست‌ها نسبت به «حساسیت»های جامعه‌ی مقصد را افزایش دهند.

یک تصور ِ غالب، و به‌زعم من نادرست، درباره‌ی رسانه‌های جدید این است که امثال ِ توییتر و فیس‌بوک ذاتا ابزارهایی برای گسترش «آزادی» و «دموکراسی» هستند. در این تصور فرض بر این است که این ابزارها به گشایش فضای عمومی در جوامعی که قبل از این بسته بوده‌اند منجر می‌شوند و این روند لاجرم به فضایی منتهی می‌شود که در آن مفاهیمی چون آزادی بیان، حق انتخاب، و حقوق شهروندی محترم‌تر هستند.

در این نگاه، فعالین ِ عمده‌ی فضای رسانه‌های جدید به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ «مبارزان راه آزادی» و «مزدبگیران». این تقسیم‌بندی ِ ساده با ورود ِ گروه ِ سومی شکسته می‌شود؛ این فعالین ِ نوع سوم برای اهدافی مبارزه می‌کنند که هم‌راستا با ساختار حاکم است. نکته‌ی مهم این است که این فعالین، حقوق‌بگیر کسی نیستند. و نکته‌ی مهم همین است.

معتقدم باید به استقبال ِ این کمپین و نظایر ِ آن رفت. معضل ِ اساسی فضای مجازی، تصویرکردن ِ آن به مثابه‌ی سلاحی دربرابر ِ ساختارهای موجود است. این اقدام نه‌تنها منتقدین ِ نظم ِ موجود را گم‌راه می‌کند که حامیان ِ ساختار را به واکنش ِ ریشه‌ای برمی‌انگیزد. رسانه‌های جدید موقعیت‌های جدیدی برای گفتگو فراهم می‌کنند. برای استفاده از این ظرفیت ابتدا لازم است که طرفین گفتگو پشت ِ یک میز بنشینند.

گوسفند در برابر ِ فیل: چه می کنی عمو زنجیرباف؟

کلمه ی قلابی ِ Herdict، با شباهت ِ قابل توجهش به Heretic (کافر)، از دو کلمه ی Herd (گله) و Verdict (حکم) ساخته شده است. Herdict، یا حکم ِ گله، ابزاری است برای مستند کردن ِ تلاش ها در کشورهای مختلف برای مسدود کردن وبسایت ها. فهرست ِ وبسایتهای مسدود شده در ایران در این آدرس ببینید.

herdict.png

herdict_plugin.pngبرای کمک به این وبسایت به این صفحه بروید و روی Test These Sites بزنید. بعد صبر کنید تا یک سایت باز شود و در سمت چپ صفحه وارد کنید که آیا صفحه برای شما مسدود بوده است یا خیر.

پروژه ی Herdict  توسط مرکز برکمن انجام شده است.

پس نوشت: پلاگین فایرفاکس ِ Herdict کار را خیلی راحت تر می کند (ممنون از رفیق ِ بسیار عزیز برای یادآوری).

اسراییل وبلاگ نویس استخدام می کند

هاآرتز می نویسد وزارت مهاجرت اسراییل طرحی برای استخدام “لشگر”ی از وبلاگ نویسان اسراییلی ِ دو زبانه دارد. این وبلاگ نویسان برخلاف طرح ِ مشابه ایرانی قرار نیست بر جریان وبلاگستان اسراییلی تاثیر بگذارند. هدف این طرف تاثیر گذاری روی جریان های ضدصهیونیستی در وبلاگستانهای انگلیسی زبان، فرانسوی، اسپانیایی، و آلمانی است. وبلاگ نویسانی که در طرح شرکت می کنند به بخش رسانه ای وزارت خارجه معرفی می شوند.

روسی و پرتغالی زبانهای دیگر ِ مورد علاقه ی وزارت مهاجرت هستند. بنظر می رسد طرح در شکل فعلی برنامه ای برای وبلاگستان فارسی یا عربی زبان ندارد.

از طریق مرکز برکمن

آقای فارس نیوز، هر پستی واشنگتن پست نیست!

اوباما “جرج بوش” را دادگاهی می‌کند

خبرگزاری فارس: یک روزنامه آمریکایی در گزارشی نوشت که مشاوران رئیس جمهوری منتخب آمریکا طرح‌هایی برای تشکیل یک کمیسیون بی‌طرف برای انجام بازجویی درباره سوءاستفاده‌های رئیس جمهوری آمریکا از قدرت دارند.

به گزارش فارس، روزنامههافینگتون‌پست” در شماره امروز خود نوشت…هافینگتون‌پست در ادامه نوشت: برای اولین بار روزنامه آمریکایی “سالون” این طرح اوباما را فاش ساخت که وی بر بازجویی درباره شیوه‌های شکنجه بوش تاکید خواهد کرد. (تاکیدها از من)

هافتینگتون پست البته روزنامه نیست. یک ابر وبلاگ است که توسط آریانا هافتینگتون و همفکرانش مدیریت می شود (ویکیپدیا). گزارش مورد اشاره هم در واقع در “سالون” منتشر شده و هافتینگتون پست بخشی از آن را بدون تغییر ذکر کرده که خوانندگانش را به منبع اصلی ارجاع بدهد. “سالون” هم  البته “روزنامه” نیست (ویکیپدیا).

یک خبر و چند بی دقتی؟

پیش به سوی تلویزیون سه بعدی

نارنجی در مورد “سه بعدی بازی” ِ اخیر سی ان ان حرف زده بود. خود سی ان ان هم مقاله ی مفصلی درموردش دارد (از جمله اینکه کار ِ یک شرکت اسراییلی به نام SportVU است). در وبلاگ IEEE اشاره شده بود که کار مشابهی، یا حتی برتری را، دکتر ناصر پیغمبریان از دانشگاه آریزونا مدتی پیش انجام داده است.

دکتر پیغمبریان روی نمایشگرهای سه بعدی کار می کند که به کمک لیزر تصویرهای سه بعدی در یک ماده ی شیمیایی ایجاد می کنند (توضیح دقیق تر در اینجا). نوآوری بزرگ او و تیمش ایجاد ِ امکان ِ پاک کردن تصاویر و بازنویسی آنهاست. به این ترتیب یک قدم بزرگ به سمت تلویزیون ِ سه بعدی برداشته شده است.

قدم های بعدی افزایش ابعاد نمایشگر از ۳۰*۳۰ سانتی متر فعلی، افزایش نرخ بازسازی از یکبار در هر چند دقیقه به ۳۰ بار در ثانیه، و رنگی کردن “تصویر” است. یک ویدئو از کار دکتر پیغمبریان را اینجا ببینید.

منبع عکس

عکس روز: شب ِ مستی ِ اوباما و سردرد ِ فردا صبح

در وبلاگستان سور ِ پیروزی ِ اوباما برپاست. انگار خیلی هامان این اتفاق را کمی هم مژده ی امکان ِ خلاص شدن از احمدی نژاد می دانیم. اما اینطور نگاه کنید، مرد سفید از بالا تا پایین ِ خانه را به گند کشیده است و حالا مرد ِ سیاه باید جارو به دست بگیرد و امور را سامان بدهد. همان داستان قدیمی.

وبلاگ های محافظه کار ِ آمریکایی از همین الان شروع کرده اند: سقوط بازار سهام در پی پیروزی اوباما.

از دیگران: آقای رییس جمهور،یک تاریخ قضاوتتان خواهد کرد. از گذشته تا آینده!

منبع + کارتن های بیشتر

انتخابات در آمریکا، هوار کشیدن در ایران

دیشب ساعتها در وبلاگهای محافظه کار می گشتم (ببینید: عکس روز: بازی دیگر واقعا تمام شد و دوم خرداد، نسخه ی آمریکایی و مرثیه برای پایان زعامت ِ ملکوتی ِ آقا جرج بوش دامت برکاته). سخنرانی تبریک مک کین به اوباما را شنیدید؟ جایی که مک کین اسم اوباما را آورد و جمعیت هو کشید و مک کین سرش را تکان داد، که یعنی نه نکنید؟ وبلاگستان محافظه کار هم چیزی بود بین ِ ناامیدی، هو کشیدن، و تلاش برای شکست خورده ی سرافراز بودن.

در ایران اما اینطور نیست. حداد عادل، که می دانیم کلمات را می شناسد و بی دلیل استفاده شان نمی کند، انتخاب اوباما را اینطور جمع بندی می کند،

رئیس سابق مجلس شورای اسلامی پیروزی باراک حسین اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را بیانگر شکست آمریکا در سراسر جهان و اقرار ملت آمریکا به شکست سیاستهای بوش دانست. (تاکید از من)

اقرار؟ آقای حداد عادل؟ از کی تاحالا ملت آمریکا را نشانده اید روی صندلی ِ بازجویی که حالا “اقرار” هم از آنها گرفته اید؟

و البته حضرت شریعتمداری از این هم عصبانی تر است،

برای تحلیل صحیح واقعه انتخاب اوباما باید دید که اصلا ما با چه کشوری مواجهیم؟ آیا ایالات متحده آمریکا آنچنان فریفته شعار پرزرق و برق دموکراسی است که هر چهار سال یکبار مسیر خود را مطابق رای توده ها تغییر دهد؟ …بدون ذره ای تردید ملت آمریکا را باید تابعی از یک لابی مقتدر سیاسی پشت پرده تلقی کرد، ملتی که آنچنان مسحور دستگاه پروپاگاندای سیاسی- اقتصادی- فرهنگی این لابی شده اند که گویی اینان در وهم آزادی، بردگان مدرن اند! …این صهیونیست ها هستند که …نبض سیاستگذاری در ایالات متحده را در چنگ خویش دارند. با هالیوود برای این ملت نگون بخت فرهنگ می سازند؛ با کمپانی ها و تراستها…برای این ملت نگون بخت اقتصاد می سازند و با لابی های مقتدر سیاسی برای این بیچارگان سرخوش(!) سنا و کنگره و وایت هاوس و… برپا می کنند! (تاکید از من)

آقای شریعتمداری، گلی به جمال شما که نگران ِ این “ملت نگون بخت” و آن “لابی های قدرت” هستید. مرحمت می فرمایید بفرمایید با قبضه ی نظام سیاسی بر بازار کتاب و فیلم و مطبوعات و اندیشه در ایران، شما چطور رویتان می شود از “دستگاه پروپاگاندای سیاسی- اقتصادی- فرهنگی” حرف بزنید؟شما حاضرید بخشی از حقوق ِ ساده ی آن “بیچارگان سرخوش” را به “ملت خوشبخت ایران” بدهید؟ مثلا دیگر کسی را به جرم انتقاد دستگیر نکنید. آدمها اجازه داشته باشند در زندگی مذهبیشان آزاد باشند (شنیده اید مثلا مسلمان ِ “نگون بختی” را در آمریکا از دانشگاه رفتن منع کنند چنان که شما با بهائیان می کنید؟) اجازه بدهید آدمها کتاب چاپ کنند بی اینکه شما ممیزی شان کنید. اقتصاد آقای عزیز؟ لابد فراموش کرده اید که در نظام ِ ملکوتی شما آدم از رانندگی ِ آیت الله به فرماندهی ِ غولهای اقتصادی می رسد. اجازه بدهید رسانه ها به وظیفه شان عمل کنند (در همان حد ِ “سخیف”ی که در آمریکا می کنند).

آقای شریعتمداری، بیل اورایلی را می شناسید؟ مجری عصبانی فاکس نیوز را می گویم. حتی شباهت ِ قیافه ای هم به هم دارید.

عکس روز: بازی دیگر واقعا تمام شد

این پست نیم ساعت پیش در ابر وبلاگ ِ محافظه کار ِ بسیار معروف ِ Little Green Footballs نوشته شده است. به ۲۹۱ کامنت نوشته شده و امتیاز -۷ دقت کنید.

پرزیدنت باراک اوباما

باراک حسین اوباما رییس جمهور بعدی آمریکا است. صمیمانه تبریک می گوییم. اول وطن.

دو ساعت قبل تر همین وبلاگ نویس پستی از خودش به تاریخ فوریه امسال را یادآوری کرد که در آن نوشته بود،

اگر جان مک کین نامزد جمهوری خواهان باشد، ما حداقل چهارسال باید دموکرات ها را تحمل کنیم. با توجه به تخمین هایی که زده می شود مبنی بر اینکه تا دو سال دیگر ایران بمب اتمی دارد، این یعنی یک دموکرات به مصاف ایران اتمی خواهد رفت (برای اینکه می دانیم دموکراتها در بستن راه ایران جدی نیستند).

چارلز جانسون، نویسنده ی وبلاگ، ادامه می دهد،

اینکه پیش بینی ام صحت داشته است اصلا شادم نمی کند.

فرصت کردید PJTV را نگاه کنید. دیدنی است این روزها و هنوز مجانی است. وبلاگهای دست راستی ِ دیگر را هم ببینید.

دوم خرداد، نسخه ی آمریکایی

این انتخابات جهات را دگرگون خواهد داد

در روز انتخابات، و در نیویورک، صحنه هایی می دیدم که مرا به یاد اولین انتخابات دموکراتیک در افغانستان، در سال ۲۰۰۴، و عراق، ۲۰۰۵، می انداخت. صحنه هایی که می دیدم شبیه انتخابات ۱۹۹۴ آفریقای جنوبی بود که در آن نلسون ماندلای سیاه پوست به سیطره ی سفیدها پایان داد. یا ایران ِ ۱۹۹۸ که زنان و جوانان با شرکت انبوه در انتخابات، اولین رییس جمهور اصلاح طلب، خاتمی، را انتخاب کردند.

… مردمی را می دیدم که .. در صف رای گیری از هم عکس می گرفتند برای اینکه آنچه بوضوح نقش خود در یک رخداد تاریخی دموکراتیک می دانستند برای آینده ثبت کنند…. (ترجمه ی آزاد)

این جمله ها را کریستین امانپور در وبلاگ سی ان ان می نویسد. و این برای گیتوی پاندیت، وبلاگ نویس جمهوری خواه، کافی است که با آزردگی بنویسد،

خبرنگار ارشد سی ان ان، کریستین امانپور، انتخابات امروز را با لحظات ِ بزرگی از تاریخ رژیم ایران مقایسه می کند. البته این همان ایرانی است که همجنس گراها را دار می زند و زنان را برای اینکه مویشان بیرون است کتک می زند….همان رژیمی که یک دهه است در حال کار روی تسلیحات هسته ای است تا اسراییل را نابود کند.

مرتبط: مرثیه برای پایان زعامت ِ ملکوتی ِ آقا جرج بوش دامت برکاته

مرثیه برای پایان زعامت ِ ملکوتی ِ آقا جرج بوش دامت برکاته

تصور کنید خاتمی، یا مثلا حتی عبدالله نوری، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود و شب ِ انتخابات باشد و معلوم باشد که فردا سرنوشت انتخابات به نفع اوست. حالا فرض کنید شما یک “بسیجی”* هستید. لابد در این وضعیت دارید با عصبانیت در یک اتاق سه در چهار از این سو به آن سو می روید و به دشمن و منافقین و گول خوردگان این دو فحش می دهید. البته واضح است که فرض می کنیم که انتخابات عادلانه برگزار می شود.

این دقیقا وضعیت بخشی از وبلاگستان ِ آمریکایی در این روزهاست. با نزدیک شدن ِ زمان ِ انتخابات در آمریکا، وبلاگ های “جمهوری خواه پسند” (بگویم “راست” درست است؟) تو را یاد سربازی می اندازند که آخرین خشابش را با خشم روی دشمنش خالی می کند و همزمان برای “شهادت” آماده می شود.

بنظر می رسد اگر معجزه ای نشود (که خداکند نشود) پرزیدنت اوباما را جدا به چشم خواهیم دید. این برای مذهبی هایی که چشم دیدن “اوبامارکسیست” را ندارند همان کشته شدن است. و البته “رسانه های لیبرال” هم می شوند دشمن.

اینطور می شود که اینطور چیزهایی می خوانیم در وبلاگهایی که همین شش ماه پیش “رژیم مذهبی ایران” را به سیخ می کشیدند،

Boomshak** به مقاطع تاریخی دخالت مشیت الهی نگاه می کند. تاریخ آمریکا مملو از لحظاتی است که در اوج ناامیدی مدد الهی به دادمان رسیده است.

۱- زمانی که فرانسوی ها در جنگ های استقلال و زمانی که شکست بنظر قطعی می رسید به کمکمان آمدند.

۲- زمانی که ژاپنی ها به هاوایی حمله نکردند (تصور می کنم در جنگ جهانی دوم).

۳- پیروزی در میدوی (یک نبرد مهم دریایی در جنگ جهانی دوم بین آمریکا و ژاپن).

۴- اشتباهات آلمان در D-Day.

امیدوارم بتوانیم “شکوه پیروزی مک کین-پیلین بر مارکسیست تندرو” را هم به این لیست اضافه کنیم.

پس نوشت: میشل ملکین دست به دعا برداشته است. این پست را کسی ترجمه کند! ترجمه و توضیح از “کودن با استعداد” ِ عزیز: دعای توسل به عیسی مسیح٬ مخصوص شب انتخابات

* واضح است که خیلی کلیشه ای از این کلمه استفاده می کنم.

** متوجه نشدم این Boomshak اسم خاص است یا معنی ِ خاصی دارد.