نوشته هایی که درمورد ’ ایده ’ هستند

ایده: کف کفشتان را دست کم نگیرید!

bottom_shoe_invention_s.jpg

تصور کن: برف آمده، می روی بیرون، روی زمین پر است از “فلانی”. همه جا روی برف. شادمانه رویشان قدم برمی داری و “فلانی” را له می کنی. در همین زمان، پشت سرت، برای دیگرانی که می خواهند “فلانی” له کنند، روی برف اثر می گذاری.

به همین سادگی: کافی است شرکتهای داخلی ِ کفش سازی زیر تولیداتشان اسامی و نمادهای کشورهای “بد” را حک کنند. فکر نمی کنم چین هم مشکلی داشته باشد زیر کفش هایش بزرگ بنویسد “آمریکا”.

هر نوع استفاده از این ایده آزاد است. فقط صادقانه برندارید بنویسید “کمانگیر”.

گوگل مومن می شود

گوگل ِ کاتولیک خودش را “بهترین روش ِ کاتولیک های خوب برای جستجو در اینترنت” معرفی می کند. نسخه ی کاتولیک گوگل البته بنظر به کمک API گوگل کار می کند و در لحظه ی نوشتن این پست دچار مشکل فنی شده است. پال مولهرن Paul Mulhern  وبمستر گوگل ِ کاتولیک توضیح می دهد که ایده، ساختن سرویسی است که از فیلترهای گوگل برای نظارت بر محتوی ِ جستجوها استفاده می کند.

catholic_google.jpg

این موتور ِ جستجو که از گوگل کاملا مستقل است اعلام کرده است که لزوما تمام نتایج جستجوها بر اعتقادات کاتولیکها منطبق نیست. یک وبلاگ نویس که “داروهای ضد بارداری” را در این موتور جستجو وارد کرده است می گوید اولین مورد یافت شده “مخالفت کلیسای کاتولیک با جلوگیری از بارداری به روشهای غیر طبیعی” بوده است. در کنار همین مورد البته گوگل تبلیغی از یک فروشنده ی کانادایی قرص های ضدبارداری قرار داده بوده است.

بنظر می رسد ایده ی گوگل ِ کاتولیک جذابیت زیادی دارد، برای اینکه گوگل ِ مسلمان Muslim Google را هم کسی ثبت کرده است.

منبع: وبلاگ Faith World روی رویترز: یک و دو

عکس روز: فیس بوک یا کوب فیس، مساله این است

secret_video_460.jpg

کوب فیس Koobface با ارسال یک ایمیل تقلبی به قربانی عملیاتش را آغاز می کند. در این ایمیل، که مثلا از فیس بوک فرستاده شده است، به کمک پیامی نظیر “تو این ویدئو چه باحالی!” قربانی به آدرسی برده می شود که در آن “ویدئوی مخفیانه ای از تام” وجود دارد. اما ویدئو پخش نمی شود، زیرا به قربانی گفته می شود که “آخرین نسخه ی فلش پلیر را ندارد”. اینجاست که در خیال ِ نصب کردن فلش، گیرنده ی ایمیل فایل جاسوس را روی کامپیوترش نصب می کند. این فایل در کوکی های قربانی به دنبال شماره کردیت کارتش می گردد یا صبر می کند تا او خرید آنلاین انجام دهد.

یک ایده ی جنایتکارانه ی زیبا!

منبع: بی بی سی

اختراع فردا: مسجد منهای پلاستیکهای سیاه

“مساجد در ایران جایگاه مهمی دارند”. این ادعا را بارها و در قالب های مختلف شنیده ایم.

از دیدگاه ِ کاملا کاربردی، این جمله یعنی روزانه بخش ِ قابل توجهی از جمعیت چند ده میلیونی ِ ایران به مسجد ِ محل زندگی/کار/تحصیل سر می زنند. این عده، به هر انگیزه ای که پا به این ساختمان می گذارند، کفششان را در می آورند و اگر کمی وضع جیبشان خوب باشد لابد دلشان نمی آید کفش ِ چند ده هزار تومانی شان را به امان خدا ول کنند. پس کیسه ی پلاستیکی و باقی قضایا. این یعنی حضور ِ ناموزون ِ پلاستیک های سیاه، مثل عکس روبرو، در مکانی که قرار است آرامش بخش باشد و انرژی زا. و البته همیشه هستند کسانی که به خلق الله اطمینان می کنند و بعد تا سالها داستان ِ کفششان که دزدیده شد را نقل می کنند، و این یعنی کمک به ایجاد ِ تصویر ِ ناخوب در مورد مساجد.

از سوی دیگر واضح است که به لحاظ ِ اقتصادی به صرفه نیست که هر مسجد ِ محلی یک کفشدار داشته باشد. اما دقت کنید که با بازار ِ بسیار بزرگی روبرو هستیم.

بنظرم از اینجای این نوشته به بعد زاید است. بوضوح می توان شبیه صندوق های پستی برای مساجد کمدی طراحی کرد که هر کس کفشش را در یک صندوق بگذارد و کلید را با خود داخل ببرد. می توان هم صندوق را به نحوی طراحی کرد که برای ققل شدن نیاز به انداختن یک سکه باشد (مثلا ۲۵ تومان). به این ترتیب می شود درآمدزایی هم کرد.

بیربط می گویم؟

خوابنما گردیدگی ِ فیلترمندانه: فیلتر نداریم – یک ایده!

وسط خواب و بیداری، همین یک ساعت پیش، جزییات یک داستانی رو طرح ریختم به نام “فیلتر نداریم”. ایده، بزرگتر کردن ِ همین چیزی ه که در arash.kamangir.net راه افتاده و محمود هم با تغییراتی استفاده اش کرده.

یک جور تلاش جمعی برای ایجاد نسخه های جایگزین برای وبلاگهای فیلتر شده.

باید بشینم کد بنویسم. حرف می زنیم! فکر می کنم بد چیزی از آب درنیاد.

مدتها پیش پستهای “اختراع هفته” داشتیم. این هم یکی از آنهاست. کار یک شرکت ِ وینیپگی هم هست به نام Shocknife.

این در واقع یک تیزر (تفنگ برقی – شوک دهنده) است که به شکل چاقو ساخته شده. به این ترتیب نیروهای پلیس می تونن در تمرین های رزمی از این چاقو استفاده کنند و بدون اینکه صدمه ای به حریف بزنند به او حس ِ صدمه دیدن را منتقل کنند.

شرکت سازنده ادعا می کنه که این ابزار بی خطره و البته ظاهر ترسناکی داره که “دعوا” رو جدی می کنه.

و البته چند صد دلاری قیمت داره این چاقوی ِ “کند”.

عکس روز: عشقبازی با یک دستمال کاغذی

چند روز پیش منتظر ِ دوستی در یک کافه نشسته بودم. در فکر و خیال، دنبال قلم و کاغذی می گشتم برای “پرسه ی نوشتنی“. تنها نوشت افزار ِ دم دست اما خودنویسم بود با آن نوک ِ تیز ِ آهنینش که هیچ مناسبتی با “کاغذ”ی که پیدا کردم نداشت: دستمال کاغذی ِ روی ِ میز.

حاصل اینطور شد (روی عکس کلیک کنید برای اندازه ی بزرگتر):

نوشتن با چنان ابزار تیزی روی چنین سطح ِ لطیفی اصلا ساده نبود (پارگی ِ پیش از “من” بوضوح نشان می دهد این مساله را). کم کم اما یاد گرفتم که قلم را با فاصله ی کمی از سطح ِ دستمال نگه دارم، نه زیادی نزدیک که لطافتش را بدرد و نه دور که خط گسسته بشود.

اگر همچنان اصرار داری این تجربه ی لطیف را “مهندسی” کنی، “نقطه ی کار” را پیدا کردم!

اینها را هم ببینید:

یک پیشنهاد دبش: یک سایت وب ۲٫۰ برای جوک بسازیم

این روزها زیاد به دنبال جوک در وب می گردم. تجربه می گوید که جستجو در گوگل به سایتهای کلاسیک ِ جوک (مثل فارسی جوک) منتهی می شود که البته به کندی بروز می شوند و معمولا محتویاتشان لطفی ندارد.

facebookjoke_persians.jpgراه حل بهتر، جستجو در وبلاگها (به کمک گوگل) ست. اینجاست که هر روز به چندین وبلاگ “توپ”، “خفن”، “عکسهای دختر پسر ِ جدید” و از این دست سر می زنم. فایده ی جانبی این ملاقات ها هم، درک بهتر این نکته است، که وبلاگستان من و تو نیستیم، و این خود داستان دیگری است. نکته اساسی اما این است که صنعت کپی کاری در وبلاگ های جوک بیداد می کند و این یعنی پیدا کردن یک جوک ِ خنده دار ِ “معقول” اصلا کار ساده ای نیست.

اما، ایده. بیایید یک سایت وب ۲٫۰ برای جوک بسازیم. نکته اساسی این است که جوک یک متن بسیار کوتاه است. بنابراین، براحتی می شود آنرا به کلماتش شکست، بی ربطی ها، مثل “و” و “از”، را دور ریخت، کلمات را ساده کرد، مثل تبدیل “ترکه” به “ترک”، و امکان سنجش شباهت بین جوک ها فراهم کرد. علاوه بر این، می توان در این سایت امکان ِ رده بندی ایجاد کرد، مثلا اینکه آیا کاربر جوک نژادی را توهین آمیز می داند، آیا جوک ِ “بزرگسالانه” دوست دارد، و از این جنس. کاربران هم به جوک ها رای خواهند داد. خوراک خواهیم داشت، برای هر کاربری هم. تصور کنید چند نفر مشترک خوراکی خواهند شد که روزی ۵ جوک جدید با توجه به علاقه شان برایشان خواهد فرستاد.

نکته اساسی این است که تعداد ِ موضوعات بسیار محدود است، مثلا چند صد تا، و بنابراین براحتی می شود یک جوک را کد کرد (مثلا با دو بایت) و گذشته از جستجوی متنی، کاربر می تواند لیستی بگیرد از جوکهایی که به “رشتی”، “پدر” و “آب نبات” مرتبط هستند (هیچ مسوولیتی درزمینه ی تخیلات شما ندارم).

من کمی php بلدم. حاضرم سرمایه گذاری محدودی هم بکنم. هدف، بوضوح، راه انداختن یک سایت ِ پربازدید و جذب تبلیغات است. خلاصه که، واسه نونه! خبر بدید: arash@kamangir.net. و البته این همه یعنی نتوانستم نمونه ی مشابهی پیدا کنم. بفرمایید اگر هست، ما هم استفاده کنیم.

منبع کارتون: اینجا

یک معمای ِ روی میزی

calendar_s.jpg

این موجود را در سفر ِ قبلی به شهر کوچک ِ پیناوا Pinawa (ببینید:رفتیم پیناوا – چند عکس) به قیمت ۲٫۵ دلار خریدم (چیزی حدود ۲۰۰۰ تومان). این یک تقویم است.

در شکل، دو مکعب می بینید، سه مکعب مستطیل، و یک “کابینت”. برای ساختن ِ یک تاریخ، عدد  ِ روز را با دو مکعب و اسم ماه را با سه مکعب مستطیل می سازیم.

روی ضلع های این مکعب ها چه اعدادی قرار دارند؟ مساله را اصلا  بدیهی فرض نکنید. آیا می توان این تقویم را برای تاریخ شمسی طراحی کرد؟ جواب باز هم بدیهی نیست.

پس نوشت: این پست در فرندفید به منیره تقدیم شد.

چهره پیامبر اسلام صاحب پیدا کرد

mohammads.jpgشاید از این به بعد نتونیم از این تصویر در جایی استفاده کنیم. گذشته از بحثهایی که حاکی از این بود که این نقاشی اصولا ربطی به پیامبر اسلام نداره، حالا “ترسیم چهره پیامبر اسلام” کپی رایت داره.

یک کانادایی به نام “هکتور آقا” این حق انحصاری رو در کانادا ثبت کرده. البته قاعدتا مشکل اساسی برای کسانی خواهد بود که بخواهند کاریکاتورهای “توهین آمیز” بکشند (مثل این آقا).

من به این میگم ایده نبوغ آمیز.