کمانگیر » Blog Archive » بامداد، از این دام حذر کن

سبزنامه: نوآوری جدید برای خبررسانی به کمک ایمیل

بامداد، از این دام حذر کن

۱۲ شهریور ۱۳۸۷ | دسته: آزادی, وبلاگ نویسان ایرانی

بامداد در نوشته ی جدیدش به یک پست قدیمی در این وبلاگ اشاره می کند (ببینید:چقدر بده اگر آمریکا به ایران حمله کنه؟) و نویسنده را از جمله ی “ایرانیان طرفدار جنگ، یا ایرانیانی که «جنگ را چندان هم متفاوت از وضعیت فعلی ایران نمی‌دانند»” قلمداد می کند. او از آن پست نقل قول هم می کند،

آیا حمله‌ نظامی به ایران خیلی چیز بدیه؟ مسلما در یک حمله آدمهای زیادی کشته می شن که ربطی به ماجرا ندارن. نسلی نابود می شه در اثر حمله. اما مگه جمهوری اسلامی چند نسل رو نابود نکرده؟ چه فرقی می کنه با کراک و تصادف و گرسنگی کشته بشیم یا با موشک؟ آمریکا به ایران حمله نمی کنه برای اینکه دموکراسی به ایران صادر کنه. حمله می کنه برای نفت و کنترل خلیج فارس. موضوع مثل اینه: توی محل دوتا لات هستن. جز راه جنگ با هردو که حاصلی نداره جز مرگ خودت، دو راه داری، یا این یا اون. برای ما یکی احمدی نژاد و سیستم سیاسی مبتنی بر اسلام جنگ طلبه و دیگری نوکر آمریکا شدن. رشادت و غیرت و اینا کلمه های قشنگین اما خیلی اوقات راه حلهای عملی کثیفن و بدبو. گاهی چاره ای نیست.

این اما “نقل قول” نیست. این نقل تمام حجم یک نوشته است منهای جمله ی آغازینش،

از اونجایی که در ایران زندگی نمی کنم اخلاقا اجازه ندارم به این سوال جواب بدم، اما…

پیشتر به روایات نیمه کاره ی بامداد اشاره کرده بودم، زمانی که از امتناع آمریکا از امضای یک قرارداد در مورد بمب های خوشه ای صحبت می کند (ببینید: وقیحانه‌ترین دروغ و پنج در برابر صد و یازده: بمب خوشه‌ای ادامه دارد) اما نمی گوید که ایران هم این قرارداد را امضا نکرده است (ببینید:در جنگ قاقا لی لی پخش نمی کنند). برای این روایت ِ انتخابی بامداد دلیل هم دارد،

تولید و استفاده از سلاح‌های خوشه‌ای توسط آمریکا (یا سایر غول‌های نظامی جهان)، به خاطر قدرت متمرکز و بزرگ نظامی‌ای که دارند و معمولا هم به صورت پیوسته در نقاط مختلف جهان درگیر جنگ هستند بیشتر نگران کننده است تا موارد مشابه در کشورهای ضعیف و کوچک‌تر.

bamdad_pic.jpgاین یعنی بامداد خود را قیم من ِ خواننده قلمداد می کند و برای من تصمیم می گیرد. که چه مهم تر است و چه نیست. نه بامداد جان، نه تو، نه من، و نه هیچ کسی، این “رسالت” را بر عهده ندارد. صداقت جزء اول اطلاع رسانی است. برای خواندن اخبار ِ یکطرفه فاکس نیوز هست و کیهان هم هست (ببینید: این ماهی قرمز دندانش ریخته است، و گرنه از کوسه کم ندارد).

بامداد جان، من مهندسم. با من از عدد و رقم حرف بزن. این عکس را در وبلاگ تو دیده ام. واضح است که می دانم که این زن دیوانه نیست. به من منبع بده که از کجا این چنین اطمینان داری که این زن پیش از جنگ وضع بهتری داشته است. اینکه آیا در یک بازه ی بیست ساله حمله آمریکا به نفع این زن بوده است یا نه. من هم مثل تو فکر می کنم آدمیزاد نباید نیازی به سلاح داشته باشد. می دانم که جنگ منفور است. می دانم که صدام مترسک خودشان بود. همه ی اینها را می دانم. اما می دانم هم که بازی با کلمات دردی از کسی دوا نمی کند. صدام بود و حالا نیست. به من بگو، صریح و با آمار، کدام وضعیت به نفع عراقی ِ نوعی بود. گفتگو از اینجا آغاز خواهد شد.

هنوز وبلاگت را میخوانم. برای اینکه عکسهایت را دوست دارم. یکی از عکسهایت مدتها پشت زمینه ی مونیتورم بود. پستهای این چنینی ات اما چیزی به دانشم اضافه نمی کند. غرولندی می کنی و می مانم با این سوال که همین فضای آنلاینی که من و تو از آن برای حرف زدن اضافه می کنیم مبتنی بر سخت افزاری است که بشدت محیط زیست را آلوده می کند. این “طمع کور سرمایه‌داری” مگر موتور محرکه ی غولی به نام چین و دلیل بهبود سطح زندگی ۱/۳ میلیارد ساکنش نیست؟ حتما تو هم شنیده ای حرفهای کسانی را که استدلال می کنند که زندگی با استانداردهای کنونی به اجبار به صدمه به محیط زیست می انجامد و سوال می کنند “چه کسی گفته است باید سختی بکشیم برای اینکه والها زنده بمانند”. موافق آنها نیستم. اساسا اینکاره نیستم. فقط حق خودم می دانم صدای هر دو طرف را بشنوم و تو با گزارش سلیقه ای ات این حق من را نقض می کنی.

بامداد جان. وسوسه ی بزرگی است هوار کشیدن. من هم مدتی تسلیمش شدم. خوشحالم که به جای داد زدن سعی می کنم بشنوم و ببینم.

مرتبط: از پویاشوقی -ضربه “بامدادی” به “کمانگیر” ناجوانمردانه بود



نظر دیگران

  1. Ashtar |

    این “طمع کور سرمایه‌داری” مگر موتور محرکه ی غولی به نام چین و دلیل بهبود سطح زندگی ۱.۳ میلیارد ساکنش نیست؟

    ایول!
    برای من خیلی جالبه که چپ ها و اسلامی ها که مشترکات خیلی کمی دارند همه ی اختلافات را برای دشمنی موهومی با آمریکا بیخیال میشن. اقتصاد اسلامی اصولن آزاده اما به خاطر مخالفت با آمریکا اسمش میشه:
    “طمع کور سرمایه‌داری”

  2. دکتر فاوست |

    vous êtes parfait

  3. مریم |

    آقای دانشمند و مهندس و بافکر (از دید خودت) یک سر به خرمشهر و مناطق جنگ زده ی ایران بزن بعد بشین این خزعبلات رو به خورد ملت بده تا بفهمی جنگ یعنی چی!
    “از اونجایی که در ایران زندگی نمی کنم اخلاقا اجازه ندارم به این سوال جواب بدم، اما…”
    پس چه جوری به خودت اجازه ی گفتن این جفنگیات رو میدی؟

    کمانگیر: اجازه ی گفتن دارم، اجازه جواب دادن ندارم.

  4. اسماعیل |

    گفتی:

    اطمینان داری که این زن پیش از جنگ وضع بهتری داشته است.

    من جوابت رو میدم. دوستان عراقی زیادی در ایران دارم. همه دیوانه وار از صدام متنفرند ولی همه آنها می گویند وضع امنیت، تورم و دعوای بین سنی ها وشیعه ها به مراتب بدتر شده.
    اون جمله اولت اگه نقل می شد هم فرقی در محتوای صحبتت نداشت.

    کمانگیر: نظر شما محترم ه رفیق..

  5. اسماعیل |

    گفتی:”به من منبع بده که از کجا این چنین اطمینان داری که این زن پیش از جنگ وضع بهتری داشته است”

    من جوابت رو میدم. دوستان عراقی زیادی در ایران دارم. همه دیوانه وار از صدام متنفرند ولی همه آنها می گویند وضع امنیت، تورم و دعوای بین سنی ها وشیعه ها به مراتب بدتر شده.
    اون جمله اولت اگه نقل می شد هم فرقی در محتوای صحبتت نداشت.

  6. دوستدار شما |

    جناب کمانگیر مشکلات محیط زیست را تا حد زندگی وال ها فرونکاه.برادر من قضیه جدی تر از مرگ و زندگی چندتا واله.انقدر بچگانه درباره محیط زیست حرف نزن.
    نزن برادر من. نزن!

    کمانگیر: عینا نقل قول کردم از یک مستند در دیسکاوری. باید بگردم پیداش کنم.

  7. اسماعیل |

    راستی این جملت که گفتی من مهندسم بدجوری برام آشناست

  8. نیم |

    این کامنت را برای آن نوشته ی بامدادی گذاشتم. اینجا تکرارش می کنم:

    بامداد جان. می دانی به برکت همان جمهوری اسلامی ای که ازش دفاع می کنید در همین ثانیه و «پیش از حمله ی امریکا به ایران» چند درصد جمعیت ایران سی سال است که دارند اون پنج بند رو تو رو مو به مو اجرا می کنن؟ پیشنهاد کمانگیر پیشنهاد خوبی بود. از عدد و رقم حرف بزنیم. من آمار دقیقی ندارم. تو به من بگو چند درصد. من می توانم دیده های شهودی ام را (از شهرها و نه روستاهای کشور) به تو بگویم:

    من به بسیاری از شهرهای ایران در جای جای این کشور برای کار سفر کرده ام. چون شبکه ی تالیا را می خواستیم راه اندازی کنیم که سیم کارد ارزان قیمت داشت از مرکز شهرها شروع می کردیم و رفته رفته به حاشیه ها می رفتیم. برای من تجربه ی تلخ و غم انگیزی بود دیدن عزیز ترین مردم ام با بدترین شرایط ممکن زندگی در شرایطی که روی گنج گرسنه خوابیده اند.

    این پست فتو بلاگم که عدد ۵۷ اش رو به نیت انقلاب ۵۷ انتخاب کرده بودم نمونه ی کوچکی بود. ترجیح دادم از لبخند معصومانه ی کودک عکس بگیرم تا شرایط اسفبار زندگی اش. می دانی اینجا واقعن زاغه نیست. یک محله ی معمولی در مرکز یکی از استان هاست. همین یک نمونه کافی است. شهر زیبایی که آلمان ها در زمان رضا شاه در کنار یکی از کهن ترین تمدن های خاورمیانه (هگمتانه) از نو طرح ریختند همان همدان زیبای امروز است. جمهوری اسلامی فقط به این نقشه ی زیبا زاغه افزود و افزود. تو که سفر می کنی دیگر این حرف هایت برای چیست؟

    این جا را ببین. پلاک ۵۷ یکی از کوچه ها http://photo.nim.ir/?p=5

    و این دو چرخه ای که هفت تا بچه (دو تایشان در عکس هستند) نوبتی سوارش می شدند.
    http://photo.nim.ir/?p=30

    و به من درصد بده. چند درصد مردم ایران همین الان آن پنج بند را مو به مو اجرا می کنند.

    خانم زهرا را قبل از آن ماموریت های کاری زیاد در سایت فنی دانشگاه تهران دیده بودم اما آشنایی با مواضع شان نداشتم. اگر می داشتم بی شک جای شان را به همراه یک پارچ آب در تمام آن سفرها خالی می کردم که ای کاش بود و نگاهی به وضع هم وطنان اش می کرد و بعد پارچ آب را چند سال خنک نگه نمی داشت تا برای درک اینکه «تکفرات اون شخص از کجا نشات می گیره!!!!!!!» (با کلی علامت تعجب) روی سرش بریزد.

  9. دوستدار شما |

    پس باید بگم اون کسانی که دیسکاوری باهاشون مصاحبه کرده خیلی بچگانه فکر میکردند.
    (حالا اصلا بحث شما یه چیز دیگه بود من خودم رو انداختم وسط!)
    فقط خواستم بگم قضیه “لوکس” نیست.خیلی جدیه.

  10. نیم |

    بگذارید از خطر اصلی که جنگ است غافل نشویم:

    این است که یادم رفت بگویم اینها آب لوله کشی داشتند همان طور که در عکس می بینید و دری که البته قفل داشت و باز و بسته می شد. این یعنی امنیت. این چیزی است که جنگ از ما خواهد گرفت. دست کم برای مدتی و این یک فاجعه است. لازم می دانم این را تکرار کنم که بترسیم از دامن زدن به جنگ. چه یک وبلاگ نویس ایرانی باشیم، چه یک جمهوری خواه امریکایی و از همه مهم تر چه یک زمامدار در جمهوری اسلامی که حاضر است به خاطر صدور انقلاب اش هر حماقت خطرناکی را به این توهم که کار مقدسی است مرتکب می شود. یکی از این حماقت ها همین دمیدن به آتش جنگ است که یک طرف پر و پا قرص اش همین زمامداران عزیز ما هستند.

  11. مریم |

    نه خیر جناب! شما تا زمانی که در کانادا تشریف دارید حق اظهار فضل نمودن در رابطه با جنگ در ایران رو ندارید. البته چون شما کانادا تشریف دارید اگرم جنگی پیش بیاد خیلی ازتون بعید نیست که از جنگ دفاع کنید چون اینجا تشریف ندارید که خاطر نازنینتون مکدر بشه فوقش یه سری آدم می میرن دیگه! چیزی نیست که!
    خطاب به اسماعیل:
    منم یاد جمله ی ” من مهندسم و مسائل رو تحلیل می کنم” افتادم!

  12. سروش |

    یه هزینه فایده ی ساده است مهندس.
    شما فایده ی جنگ رو بیشتر از عدم اون میدونی؟ یا اینکه این دو رو دقیقا در یک سطح میدونی؟

    کمانگیر: من فایده ای برای جنگ نمی بینم. اما صداقت و احساساتی نشدن رو لازم می دونم.

  13. آرش |

    مسلما هزینه ی جنگ در کوتاه مدت برای نسل جوان و میان سال زیاد خواهد بود …. اما مساله ی اصلی نسل بعدی هست .. آیا جنگ وضعیت اونها رو ( از تمام لحاظ ، فرهنگی ، اقتصادی ، آموزشی و امنیت ) بهتر خواهد کرد یا تداوم وضعیت فعلی؟
    چیزی که واضحه اینه که در صورت جنگ هردو طرف هزینه می دهند که اگر پای ایالات متحده و ناتو به میدان باز شود هزینه ی پرداختی ایران چند صد برابر طرف مقابل خواهد بود ….

  14. سپهر |

    در مورد “طمع کور سرمایه‌داری” با نظر شما صد در صد موافقم. دیروز می خواستم توی همون پست بامدادی براش بنویسم که همون طمع کور سرمایه داری شما رو به اینترنت رسونده، ولی از اونجا که تجربهء زیادی در صحبت کردن با این گونه اشخاص دارم، می دونستم که هر چقدر هم که براشون با منطق و عدد و تاریخ صحبت کنی، این نوع افراد در پاسخ فقط داغ میشن و احساسات فوران می کنند. بی خیالش شدم.

  15. Ashtar |

    I was in Iran when US attacked Iraq and quite sincerely wished they would attack Iran too because I would imagine a much simpler war. Iraqi people did not fight US. It was Iran and Alqaede who made life miserable for Iraqi people. Anyways, everybody agrees that election in Iraq is free now. the price for that is the lack of security for a period of time and blood. this is what should be paid. the less the better. there is no freedom gained by no effort and no hardship.

  16. Man |

    من جوابت رو میدم. دوستان عراقی زیادی در ایران دارم. همه دیوانه وار از صدام متنفرند ولی همه آنها می گویند وضع امنیت، تورم و دعوای بین سنی ها وشیعه ها به مراتب بدتر شده.

    قضاوت کردن راجع به بدتر یا بهتر شدن وضع یک ملت در یک بازه زمانی ۳ ساله بسیار ساده لوحانه (با عرض معذرت٬ کلمه ای بهتر از این پیدا نکردم) است.
    وضعیت عراق را ۱۰ سال دیگر ببینید. ایران امروز درگیر وضعیتی فرسایشی است که منابع مادی و انسانی کشور را بین میبرد. گیرم که در جنگ این منابع طی ۱۵ روز از بین برود و با ادامه وضعیت فعلی در ۱۵ سال.

  17. محمد (ققنوس) |

    مریم خانم عزیز

    گفته اید: “نه خیر جناب! شما تا زمانی که در کانادا تشریف دارید حق اظهار فضل نمودن در رابطه با جنگ در ایران رو ندارید. البته چون شما کانادا تشریف دارید اگرم جنگی پیش بیاد خیلی ازتون بعید نیست که از جنگ دفاع کنید چون اینجا تشریف ندارید که خاطر نازنینتون مکدر بشه فوقش یه سری آدم می میرن دیگه! چیزی نیست که!”

    از نظر شما چه کسی حق اظهار نظر در زمینه مسائل ایران (بخصوص قضیه جنگ که هر از چندگاهی صدایش بلند می شود) را دارد؟ فقط کسانی که در ایران هستند؟ آن یکی دو میلیون ایرانی ای که در خارج ایران به سر می برند آیا حق اظهار نظر (موافق یا مخالف) در مورد جنگی که یک سر آن ایران است را دارند یا ندارند؟

    من با نظر آرش موافق نیستم (در مورد جنگ) اما بعنوان انسانی که در ایران به دنیا آمده و هنوز پاسپورت ایرانی دارد اظهار نظر بعنوان یک شهروند ایرانی در زمینه مسائل ایران را حق مسلم خودم می دانم هرچند که سالها است در ایران زندگی نمی کنم.

    چگونه است که آرش بعنوان یک ایرانی تحصیل کرده حق اظهار نظر در زمینه ایران را ندارد ولی فلان هموطن در بهمان روستای پشت کوه تپه صرفا بخاطر اینکه در ایران زندگی می کند حق اظهار نظر در مسائل ایران را دارد؟ آیا آگاهی ملاک است یا محل زندگی افراد؟

    مسلما جنگ بد است و پلید. هر جنگی که می خواهد باشد. اما
    به آرش حمله نکنید، جواب استدلال او را بدهید. کاری ندارد برای آرش (نوعی) که فردا بیاید درون ایران و همین مطلب را از درون ایران بر روی وبلاگش بگذارد. آنوقت چه ایرادی خواهید گرفت؟

    با تقدیم احترام
    محمد (ققنوس)

  18. American |

    همه نظرات رو خوندم تا حالا کسی با منطق نظات آرش رو نفی نکرده…

  19. اهر |

    من با تو کاملا موافقم و با جنگ مخالف. این برای آدمی مثلا مثل مریم خانم حتما سردرگمی ایجاد میکند!(-:

    ماجرا اینستکه افراد زیادی بخودشان زحمت اینرا نمیدهند بفهمند مقصود تو چیست.
    یکی گفته آمریکای جهانخوار و جنگ و بلا مترادفند پس خیلی ساده هرکسی که جز این بگوید پس طرفدار حمله آمریکا به ایران است! آمار میخواهی مهندس؟ بفرما قریب به ۹۰% مردم ایران همینند. (اگر میپرسی این عدد از کجا آمده خدمتت عرض میکنم که از همانجایی که آمار بامدادی میاید!)

    با کسانی طرف هستیم که به رییس جمهوری رای دادند که مدرک دکتری را ورق پاره میداند، وزیر نیرویش میگوید مشکل از هواشناسی است…
    مهندسی؟ برادر مهندس به چه درد این مردم میخورد. از علم الهی چی در آستین داری، ایده زیبا و کلمات قشنگ چی داری، آن کار را میسازد، نه مهندسی.

  20. دکتر فاوست |

    خب دیدم که اینجا زیادی چرت و پرت به تو گفتند. من یا جنگ موافق نیستم. ولی حرفهای تو هم کاملا منطقیه و درست اینه که آدم از روی باد شکم، بدون دلیل و احساسی اظهار نظر نکنه. کاری که تو این کامنتها انجام شد و آقای اسماعیل هم که شما را با ا.ن. مقایسه فرمودند.
    از ملتی که کل سرانه مطالعه اش در شبانه روز کمتر از وقتیه که صرف ریدن می کنه* انتظار زیادی نداشته باش. مخصوصا که به این طرز فکر ارزش و بها داده بشه ( لینکهای برتر در بالاترین).
    موفق باشی
    ————————
    *http://www.fararu.com/vdcjhoev.uqethzsffu.html

  21. صندوقک |

    من به بامدادی گفتم هیچ جنگی در هیچ جا و هیچ مکان قابل قبول نیست وبه این هم ایمان دارم ، شما در مورد نقل قول نیمه حق دارید ، اما فکر می کنم در مورد پست شما بامدادی نکته مهمی را از قلم نینداخته است شما نظرخود را بیان کرده اید و جمله اول تنها این را می رساند شما نمی خواهید آن را به دیگران تعمیم بدهید که البته واقعا تحسین بر انگیز است .

  22. خورشید |

    آرش جان من اصلا نگاه نکردم نقل قول بامدادی از کی بود وقتی مطلبش رو خوندم و در بالاترین پست کردم، چون اصل حرفش برام مهم بود و با منطقش خیلی موافق بودم. اما الان واقعا تعجب کردم دیدم اون نوشته از تو بود! مخصوصا این جمله «اما خیلی اوقات راه حلهای عملی کثیفن و بدبو. گاهی چاره ای نیست» که در کانتکست جنگ نوشتی اش. به همین راحتی یعنی می خوای منطق جنگ و خشونت رو توجیح کنی بدون اینکه سوال کنی که چرا چاره ای نیست و اصلا این “چاره” چی هست؟ خب می دونی که خشونت همه دیکتاتوری ها هم یک راه حل عملی بوده دیگه. آیا مثلا با این حساب کشتار زندانیان سیاسی دهه ۶۰ ایران رو هم می شه توجیح کرد چون ایران در وضعیت جنگ بود و امنیت ملی و تمامیت ارضی اش در خطر بود و ناچار به کشتن یک عالمه آدم شد که بتونه امنیت رو حفظ کنه؟ ببین نظرت محترمه، اما فقط می تونم بگم با دغدغه طرفداری از حقوق بشر نمی خونه. من نمی دونم البته تو ادعای طرفداری از حقوق بشر داری یا نه، اما خب اغلب دیدم دغدغه این مساله رو داری. خب اگر دغدغه حقوق بشر داشته باشی دیگه “چاره”‌ و “راه حل عملی” ای که توش خشونت و جنگ و مرگ باشه به این راحتی برات توجیح پذیر نمی شه. درباره وضعیت زنان عراق بعد از جنگ هم کتاب نوشته شده هم تحقیق انجام شده. اتفاقا در کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان امسال در برکلی nadje al-ali خیلی در این مورد سخنرانی خوبی کرد. پیشنهاد می کنم کارهاش رو بخونی که بر اساس تحقیق میدانی و مصاحبه با زن ها شکل گرفته. این هم یک مقاله ژورنالیستی ازش:
    http://mondediplo.com/2007/05/05iraqwomen
    (مساله آیرونیک قضیه این هست که بنیادگرایی اسلامی هم بعد از جنگ افزایش پیدا کرده و زنها از این نظر هم بیشتر تحت فشار قرار گرفتن.)

    کمانگیر: چیزی رو توجیه نمی کنم صنم جان. تمام حرفم این ه که با روایت های نیمه کاره مشکل دارم. با عنوان ِ غیر دقیق گذاشتن برای یک عکس و نتیجه گیری کردن هم مشکل دارم. و البته اون پست یکسال پیش نوشته شده. امروز مسلما نمی نوشتمش.

  23. مریم |

    جناب کمانگیر من فکر می کنم اشکال خیلی از ما ها اینه که همه چیز رو زود از یاد می بریم.منم خیلی وقتا آرزو می کنم جنگ شه.خیلی وقتا فکر می کنم فرقی بین الانه ما وضعی که تو جنگ داشتیم از نظر گرونی و قطع برق و گاز و خلاصه اولیه ترین نیاز هامون،وجود نداره.اما همون یکی دو سال آخر جنگ رو هم که به یاد میارم تنم می لرزه.به نظرم در مورده جنگ اینقدر راحت نمیشه نظر داد.مقایسه جنگ با مواد مخدر و …. خیلی بی انصافیه شما دارید یه کودک بی گناه یا یک انسان بی آزار رو با یک معتاد که خودشم داره این بلا رو سر خودش میاره مقایسه می کنید؟از طرفی چه تضمینی هست بعد از جنگ کراک نباشه؟مواد مخدر نباشه؟اعدام نباشه؟یعنی اینقدر از آمریکا خیالتون راحته؟

  24. vivavida |

    اسمایلی یک تماشاگر نما وارد استادیوم می شود … :دی . من بعنوان داور به این پست شما ۲۰ امتیاز مثبت می دم و منتظر می مونیم ببینیم بامدادی چی می گه ..فینال مسابقات شنبه ساعت ۸:۳۰ به وقت امارات :)))))))))))

    شوخی می کنم برادر دینی :دی ولی نمی دونم چرا هر چیزی که تو تو وبلاگت می نویسی سری بقیه نسبت بهش واکنش نشون می دن ! این برا من خیلی جالبه . من همیشه فکر می کردم آدم می تونه وبلاگ درست کنه که توش هر چی دلش می خواد بگه . من بارها گفتم هر کی نظر خودشو داره . چه شما و چه آقای بامدادی هر دوتون می تونین نظرات خودتونو تو وبلاگاتون بذارید و این نظرات می تونن کاملا ۳۶۰ درجه با هم متفاوت باشن . اما اینکه یکی نظرش عین ما نیست دلیل نمی شه که راجع بهش پست بنویسیم و بکوبونیمش !

    من خودم شخصا اصلا توی مسائل سیاسی خودمو دخالت نمی دم اما اگه بقیه نمیان به این کامنت من گیر بدن باید بگم وضعیت امروز ما هم همچچین چنگی به دل نمی زنه که از جنگ بخوایم بترسیم یا جنگ بخواد بدترش کنه ! نمی گم بهترش می کنه اما ما الان در قعر قعر زندگی کردنیم ! به نظر من جنگ هم بشه باز همینه جنگم نشه باز همینه ! ما خودمون بی بخاریم !

    راستی چاکریم :دی

  25. سارا رها |

    چند روزی بود که داشتم فکر می‌کردم که چرا تعداد نظرات زیر نوشته‌هات کم شده؛ حالا جوابش رو گرفتم!

  26. سپیده |

    واقعا” براتون متاسفم آقای کمانگیر!!
    خیلی حرف واسه گفتن داشتم اونم به آدمی مثل شما که شاید مودبانه ترین صفتی که میشه بهش داد به قول بامداد “ناآگاه” باشه!
    اما ناآگاهی انگشت کوچیکه این فضاحتیه که شما بار آوردید!!
    خوبه که شما ایران تشریف ندارید! خیلی خوبه!
    اگه مهندس مملکت ما بخواد شمایی باشه که هیچی نمیدونید! تاکید میکنم هیچی!! و فقط بلدید بیرون گود بشینید و یه سری خزعبلات رو در جایگاه مثلا” مهندس تحویل جوونا بدید!
    اگه شما مهندسید و فقط هم با ارقام و اعداد حرف حالیتونه دلتون میخواد آمار و ارقام چی رو بشنوید؟؟؟
    آمار کشته شدن جوونایی که وقتی از نظر استعداد و سطح علمی و سواد دانشگاهی تو بهترین موقعیت اونم خارج کشور بودن ولی رهاش کردن و اومدن تا غیرت و شرف ایرنی رو نشون بدن..تا خاک مملکتمونو حفظ کنن..
    آمار دخترا و زنهای معصوم سوسنگرد که بی شرفانه ترین کار رو دشمن باهاشون کرد و اون موقع شاید شما داشتید تو رویاهاتون به “مهندس” شدن فکر میکردید!
    آمار پدرها و مردانی که زن و فرزندشون رو سپردن به خدا تا بیان و از من و شمای نوعی دفاع کنن که شاید امروز ما بتونیم راهشونو ادامه بدیم ولی کاش اینکارو نمیکردن تا تو همچین روزی این حرفها نمی شنیدن!
    آمار جانبازهایی که هیچ کس جز همسر و خانواده شون نمیفهمن دارن چه سختیی میکشن!
    بازم بگم؟ بازم ارقام و عدد لازم دارید تا بفهمید فرق جنگ با تصادف و گرسنگی چیه؟؟؟؟ بازم دلتون میخواد بدونید فرق بی شرفی و بی غیرتی و بی ناموسی با فقر چیه؟؟؟
    از آدمی مثل شما هیچ انتظاری نمی ره!! بهتره همونجا بمونید و به مهندس بودنتون (که اونم از خودتون نیست!) افتخار کنید!

  27. مانی |

    آرش جان

    معمولا چون پستات تناقض گویی و مقایسه های غیر منطقی زیاد داره و یابیشتر به غر غر پیرزنها می مونه تصمیم گرفتم دیگه زیاد وقت صرف بحث کردن باهات نکنم ولی در این یک مورد که در مورد آب آلوده وشرایط اسفناک مردم عراق بعد از جنگ است اجازه بده چند جمله از پرفسور توماس ناجی از دانشگاه جورج واشنگتن اینجا نقل کنم:

    علیرغم علم به عواقب وحشتناک این عمل بمب افکنهای آمریکایی در جریان جنگ خلیج فارس و تحریمها علیه عراق” اقدام به بمباران نه تنها مواضع نظامی بلکه زیرساختهای آب آشامیدنی کردند که نتیجه اش شیوع بیماریهای همه گیر و مرگ و میر مردم بی گناه بویژه کودکان بود.”

    ص ۹۶

    REFRENCE

    Prof. Thomas J Nagy in “The secret behind the sanctions: How the US internationally dfestroyed Iraq’s water supply” for the Progressive in 2001

    In Drying out the desert in book “Troubled Water, Anita roddick (2004)

    قابل ذکر است که در مقاله دیگری در همین کتاب به بررسی تنش ۶۰ ساله فلسطینیان و اسراییل از دید تازه ای نیز اشاره شده: دعوا بر سر آب و اینکه چطور با بستن آب بر روی روستاها و یا انحراف رودخانه ها مردم این بخشها را با خطرات مرگ و زندگی مواجه کرده
    Ref: same book
    “Thirsting for justice in Palestine”
    by Barbara Stocking , oxfam

  28. مانی |

    Intentionally destroyed **

  29. مریم |

    اگه خیلی طرفدار جنگ هستید حتما” زمانی که جنگ شد تشریف بیارید ایران زیر بمب و موشک بعد اظهار فضل بنمائید!
    نه محمد عزیز تا زمانی که شما تو این مملکت نیستید و در صورت وقوع جنگ هیچ خطری شما رو تهدید نمی کنه حق اظهار نظر کردن درمورد جنگ در ایران رو ندارید!
    دقت کنید نگفتم مسائل ایران فقط گفتم جنگ در ایران … طبیعیه که در صورت جنگ این ما هستیم که زندگیمون از هم می پاشه و شما اونور زیر باد کولر و خارج از گود حق اظهارنظر در این مورد رو ندارید.
    در ضمن آقا آرش! بنده خودم هم مهندسم!

  30. leila |

    جناب آقای مهندس آرش آداب پور
    تنها مهندس باقیمانده در وبلاگشهر فارسی، که بارها این کلمه مهندسسسس را در تمامی تحلیلهایت به کله ما کوبانده ای
    ای بی نظیر، ای آمار دان، ای کسی که چونان تو مهندس دیگری یافت نمی شود و در کل دنیای اینترنت فارسی فقط شما هستی که مهندسی و باقی نمی فهمند
    ای مهندس بدان و آگاه باش بزرگترین مشکلت در تحلیل های آبکی که از ایران میدی همین دید از بالا و خارج از گود نگریستنه

    جناب مهندسسسسسس چطوره شمایی که موافق جنگی وقتی جنگ میشه تشریف بیارین ایران زیر بمب و گلوله ؟ هان چطوره؟ چرا فقط ما باید هدف شلیک باشیم شما چرا نباید فدا بشی؟

    ای آمار دان، ای مخالف آدم کشی، چطور موافقی جنگ بشود و آمریکا تعداد زیادی را بکشد و تو در تمامی مطالبت بنویسی مخالف آدم کشی هستی؟ چطور وقتی یک نفر اعدام می شود، تو نگران می شوی، اونوقت در برابر کشتار غیر انسانی هزاران نفر، آواره شدن میلیونها نفر ککت هم نمی گزد. این همه تناقض در گفته هایت از کجاست؟

    مطمئنی وضعیت زن عراقی بهتر بود؟ چه کسی این اطمینان ها رو به تو داده است مههههندسسسسسسسسسسسسس
    این اطمینان کذایی از کجا آب میخورد؟!

    کمانگیر: البته من مهندس رو بعنوان صفت منفی استفاده می کنم، بخون “بی سواد در زمینه های انسانی”.

  31. leila |

    مهندسسسسسسسسسس
    ممنونم که کامنت مرا سانسور کردی و گامی بیشتر در جهت شباهت هر چه بیشتر خودت و احمدی نژاد برداشتی

    کمانگیر: لیلا جان، چیزی رو سانسور نکردم. اولین کامنت های هر کسی اینجا برای تایید گنار گذاشته می شه. برای اسپم و نظایرش. شما ببخش.

  32. میم |

    این نظر را اینجا هم تکرار کنم بد نیست:

    ببین کمانگیر اصل حرف و فلسفه اش را در این یک جمله گفته:
    “بامداد جان، من مهندسم. با من از عدد و رقم حرف بزن. ” این به سادگی تمام فلسفه و درک این آدم است از جهان. یعنی برای من انسانیت، احساس، معرفت، ترحم، عشق و این چیزها قابل درک نیستند چون قابل اندازه گیری نیستند. این نوع مهندسی را من می گویم مهندسی عمله ی سرمایه داری. کسی که همه چیز را به عدد و رقم و دلار و تومن می سنجد و خیلی خوب می تواند چرخدنده ای باشد در ماشین غیر انسانی استعمار و امپراطوری وحشت . از اینجور آدمها فقط باید ترسید و فاصله گرفت.

    کمانگیر: رفیق تکفیر کردی رفت پی کارش که.

  33. ahmad |

    and who the hell guarantees that after the war there will be no drugs and no poverty???

    کمانگیر: من کی باشم چیزی رو تضمین کنم؟

  34. ahmad |

    you are talking as if an American attack to iran will solve all the problems in Iran , with some unavoidable minor casulties

  35. اولاد |

    ۱- پدر همسر من همواره در انتهای فحش باران آخوندها از امریکا می خواهد که به ایران حمله کند و شر آخوندها را کم کند. حتی میگوید: امریکا جان! یا بمب میریزی ما را نجات میدی یا بمب میریزی ما را میکشی! در هرحال راحت میشیم! اما گمان میکنم با نخستین بمب امریکایی که اشتباها بر ساختمانی مسکونی فرود آید پشت سر اخوندها رود!
    ۲- با نگاهتان موافقم.

  36. یوسف |

    به نظر من ایران الان با عراق قبل جنگ خیلی تفاوت داره و نباید به این راحتی این دو رو مقایسه کرد و نتیجه گرفت. من فکر میکنم که رژیم بیمار جمهوری اسلامی یا اصلاح میشه و یا روزی در مقابل مردم قرار میگیره و شخصا احتمال اول رو بیشتر میدونم در نتیجه اصلا موافق بروز جنگی که در نتیجه اون بسیاری از زندگی ها نابود میشه، بسیاری از چیزهایی که داریم از بین میره و اصلا معلوم نیست که بعدش چی میشه، نیستم.
    به نظرم سهم مردم در حال حاضر هرچقدر کم باشه اونقدری هست که اجازه نده دیکتاتوری عریانی مثل عراق اینجا حکمفرما بشه.
    مثلا بعد سقوط این رژیم کی قراره اینجارو اداره کنه؟ واقعا فکر میکنی کسایی رو میشه پیدا کردن که بتونن ممکلت رو از اول بسازن؟!
    من به همه دوستان پیشنهاد می کنم حتما فیلم مستند No End In Sight که در مورد جنگ عراق ساخته شده رو ببینند. بعدش شاید بهتر بتونن در مورد صلاحیت آمریکا برای تغییر رژیم کشورهای دیگه نظر بدن.
    http://www.imdb.com/title/tt0912593
     

  37. (حدف شد) |

    (طبق درخواست نویسنده حذف شد)

  38. نیم |

    دست ام خورد روی اینتر و کامنت ناقص بالا رفت. بی زحمت خودت بالایی رو دوباره پاک کن:

    کمانگیر جان. خودمانیم ها گاف کمانگیرانه دادی. این «مهندس» را هم این جناب اسماعیل با زیرکی بسیار بامزه ای گرفت و چسباند به نقل قول احمدی نژاد که من مهندس ام و مسایل را تحلیل می کنم. با اینکه ظرافت های این چنینی به دل ام می نشیند، بگذار کمی ازت دفاع کنم محض رفاقت و البته انصاف.

    ببینید دوستان، در این دور و زمانه که توی سر سگ می زنی سگ مزبور مهندس ارشد از کار در می آید، من تصور نمی کنم کسی مثل آرش آبادپور (که در پروفایل اش چهل و اندی مقاله ی علمی را پیش از پایان دوره ی دکترایش ثبت کرده) نیازی به افتخار کردن به مهندس بودن خود داشته باشد، به اضافه ی اینکه پس از اخذ لیسانس مهندسی، ارشدش را در دانشکده ی علوم ریاضی گرفته و من دقیقن آشنا هستم که بچه هایی که از مهندسی به علوم رو می آورند هیچ دل خوشی از مهندس و مهندس شدن ندارند و این واژه برای شان اصلن بار مثبتی ندارد و خودم یکی از این مهندسی زدگان هستم که از بد روزگار به این راه افتاده ام.

    این است که این مقایسه گرچه بسیار «کول» و با نمک است اما اصلن منصفانه نیست. دقت کنید که هدلاین گفته های ا.ن. این بود که «امریکا به ایران حمله نخواهد کرد چون من مهندس ام و مسایل را تحلیل می کنم». با مزه اش این است که او هم این حرف را در کانتکست جنگ زده بود. کمانگیر می خواسته بگوید با من به زبان مهندسی و از عدد و رقم حرف بزن. حالا ملت ریخته اند چادرهای گل گلی را به کمر بسته اند و کت ها را روی دوش انداخته اند و با (عذر می خواهم) سلیته بازی یا لات منشی گیر داده اند که باریک الله به تو که مهندسی. بابا مهندسسسسس. باور کنید کمانگیر نه تنها مهندس است، بلکه سیکل هم هست و حتا سواد خواندن و نوشتن هم دارد!

    این برخوردها چیه؟ جوابش رو بدید بابا جون خوب جای این کارها.

    (آرش جان می گم آدمِ اساسی ای هستی. گاف هات هم اساسیه. چاکس!)

    کمانگیر: آقایی رفیق. بابا مهندس می گم یعنی “یک آدم با ذهن تحلیلی و ناآشنا به ادبیات انسانی”. چاکریم.

  39. علیرضا |

    ببین کمانگیرجان
    من به خود آقای بامدادی هم گفتم که ایشان چه بخواد و چه نخواد جزو طبقه مرفه بیدرد جامعه ایران هست و با اینکه برای اونا هم محدودیت هایی وجود داره ولی این طبقه ایران تحت هیچ شرایطی حاضر نیست برای شریط بهتر (کمی بهتر از نظر اونا) ریسک بکنه و دو دستی رفاه و عشق و حال فعلی رو چسبیدن که نکنه اینم از دستشون بره. حق هم دارند… ذات آدمیزاد اینجوریه. در همین راستا هم از هیچ سفسطه و داد و قال و دلایل بی منطق هم فروگذار نیستن.
    بهرحال من معتقدم افرادی مثل آقای بامدادی (از نظر رفاه اجتماعی) تو ایران اونقدر نیستن که بتونن رو فکر جامعه تاثیر گذار باشن و این زور زدنشون هم نهایتا در طولانی مدت به جایی نمیرسه همونطور که تلاش مرفهین بیدرد زمان شاه برای موجه جلوه دادن وضعیت آن زمان نهایتا به جایی نرسید.
    آقای بامدادی میدونه که فردا تقی به توقی بخوره! دیگه نه درآمد الانش و داره و نه زرت و زوت میتونه ویزای آسون بگیره و دور دهکده جهانی واسه خودش چرخ بزنه و انوقت مجبوره مثل من و خیلی های دیگه بره صف گوشت و مرغ و روغن و بنزین واسته و باقی قضایا.

  40. علیرضا |

    راستی فعلا هم به ایشون امر به معروف کردم که بجای مسافرتهای خارجی پول اونا رو واسه همین افرادی که سنگشونو به سینه میزنه بفرسته.
    ثواب داره و در تاییدات حرفاش هم هست.

  41. پرهام |

    من همیشه فکر می کردم چطور ممکن است یک “مهندس” بمب و موشک و تسلیحات مرگبار درست کند که مردم و زن و بچه را بکشد و احساس گناه هم نکند. حالا که شما را جلوی چشمم می بینم می فهمم که اینجور مهندس ها چطور فکر می کنند. آدم برایشان فقط آمار است و مبنای مقایسه هم ترازوی سود و زیان. حتماً هیچ وقت هم احساس گناه نمی کنی.

  42. Reza |

    سلام آرش جان. باور کن ناراضی هستم، بیشتر از آنکه فکرش را کنی ولی آیا آمریکا به نفع مردم ایران یا برای استقرار دموکراسی به ایران حمله خواهد کرد؟ تجزیه ایران میتواند ایده ی خوبی برای اهداف آمریکا باشد. به هر حال نظر آرش عزیز، محترم است. نکات خوبی دارد. از طرفی نمیشود در یک حالت خاص نظرت را نفی کرد.

  43. شولان |

    صبر کنید دوستان چرا صورت مساله رو پاک می کونین . این حکومت رو مردم یک زمانی با رای خودشون انتخاب کردن چه درست چه غلط و این مشکل ما مردم ایران می باشد که با دیکتاتوری این حکومت فاسد و درغگو مبارزه کنیم نه کشورهای دیگه مثل امریکا که با جنگ بخوان این حکومت رو براندازی کنن که در کنارش مردم رو هم بدبخت کنن .اگه این حکومت ظلم میکنه تقسیر ماست که جلوش نمی ایستیم و یک مشکل داخلی است و …

  44. F A R Y A D |

    سلام. نمیدونم همون آرش کمانگیری هستی که سال ۸۲ یه وبلاگ با پس زمینه ی تیره با یک لوگوی آرش کمانگیر و یک موزیک احتمالا از فریدون فروغی داشتی؟
    اگر اون باشی تبریک میگم این همه آپدیت شدن ابزاری رو و متاسفم برای آپدیت! شدن ذهنیت. به قول خودت تازه دو ساله رفتی بالای گود، شروع کردی به داد زدن که «لنگش کن!» ؟؟

    کمانگیر: نه قربان اشتباه شده.

Commentنظر شما